شمس سراج عفيف
457
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
اكنون هريك افسانه از افسانهاي دلتنگي و داستانهاي فتنگيء او شرح داده آيد * افسانهء حالت ملك شمس الدين ابو رجا با حضرت شهنشاه مصفا معهذا چون در دل سلطان فيروز صاحب فتح و بهروز بر اصحاب مناصب ديوان وزارت « 2 » خطرهء بدگماني افتاد بدان سبب زمام امور اموال بيت المال بدست ملك شمس الدين داد - ملك شمس الدين را مقرب حضرت خويش گردانيد - ملك « 3 » مشهور اين چنين قرب يافت كه در بوستان دل و گلستان قلب اشخاص اعلى و ادنى اشجار عداوت كاشت - در هر محلي كه حضرت فيروز شاه بودي ملك شمس الدين در محل و غير محل رفتي - بلكه بحدي منزلت تقرب يافت كه ملك مذكور از آثار قرب « 4 » رستم را زال پنداشت - چون ملك شمس الدين در خلوتها به حضرت شاه مستثنى ميرفت « 5 » چون خلوت ميشد « 6 » حضرت شاه بكياست كفايت معلوم ميكرد « 7 » كه شمس الدين ابو رجا البته چيزى از كيفيت ديوان وزارت خواهد گفت - و جوهر گوهر عجيب خواهد سفت - حضرت شاه جمله خواصان خود را ازان محل دور ميكنانيد - هرچه ملك مذكور را
--> ( 2 ن ) عدالت * ( 3 ن ) ملك مذكور بمستور * ( 4 ن ) قربت * ( 5 ن ) ميرود * ( 6 ن ) مىشود * ( 7 ن ) مىكند *